. .
ياس
صفحه نخست   ::   .... آرشيو  ::   تماس با من   
 
در ذمّ حسد - حسد توبه ندارد و حسود، هرگز توفیق توبه نمی یابد؛

http://yass. ادرس بلوگم تغییر کرد

  سلام یه مسابقه که جالبه  شرکت کن جایزه بگیر:

برای شرکت در مسابقه اینجا کلیک کنید

قابل توجه حسودان عزیز:

  • وَ بالحِسِد وِقِعِ ابن فی حسرِ الاَبَدِ، وَهَلَکَ بِذلِکَ مَهلَکاً لا یَنجوُ مِنهُ ابَداً.
    • و به سبب حسد و از راه حسد، افتاد پسر آدم که قابیل باشد، در حسرت همیشگی، و هلاک شد، هلاک شدنی که هرگز نجات ندارد.
      و قصّه ایشان بر سبیل اجماع چنان بود که: بعد از قبول شدن توبه آدم و مواصلت او به حوّا، حوّا از او حامله گشت، به هر بطنی پسری یا دختری می آورد، مگر شیث که تنها متولّد شد و چون بزرگ می شد، آدم بنا بر قول مشهور، دختر یک بطن را به پسر بطن دیگر می داد، تا نسل بسیار شود. حق تعالی بر نسل آدم برکت کرد و وجهی که از دنیا نرفت، تا فرزند و فرزند زادگان، چهل هزار شدند. و مروی است که اوّلین فرزند او قابیل بود و توام اقلیمیا بو د که د رغایت حسن بود، و توام هابیل را (لبوزا) گفتندی و او را چندان جمال نبود، و چون به حدّ بلوغ رسیدند، آدم (ع) (لبوزا) را به قابیل نامزد کرد و (اقلیما) را به هابیل؛ قابیل از این حکم ابا کرده گفت: خواهر من جمیله است و با من د ررحم بوده و او به من اولی است، آدم فرمود که: حکم خدا در این وجه است و مراد د راین هیچ اختیاری نیست؛ قابیل این را مسلّم نداشت و گفت: تو هابیل را دوست تر داری، از آن جهت آنچه خوبتر است بدو می دهی. آدم گفت: اگر سخن من باور نمی کنی، هر یکی از شما قربانی کنید به آنچه می توانید؛ قربانی هر که قبول گردد (اقلیما) از آن او باشد. چنانکه خدای تعالی از این خبر داده که: اِذ قَرَّبا قُرباناً فَتُقُبُِلَ مِن اَحَدِهُما وَلَم یُتَقَّبَل مِنَ الاخَرِ. (1)
      آورده اند که هابیل گوسفند دار بوده، برّه فربه خوب که به غایت دوست می داشت بیاورد و بر سر کوهی نهاد و قصد کرد که اگر قربانی من مقبول نگردد ترک (اقلیما) کنم. و قابیل صاحب زراعت بود، دسته گندم ضعیف ِ کم دانه بیاورد ودر همان موضع بنهاد و به خود گفت: اگر این قربانی من قبول شود و اگر نشود من دست از خواهر خود باز ندارم. پس قبول شد قربانی یکی از ایشان که هابیل بود. بدین نوع که آتش سفید بی دودی ار آسمان فرود آمد و گوسفند او را بخورد و از دیگری که قابیل باشد، مقبول نشد. چه آتـش از قربانی او در گذشت و به خوردن او التفات نکرد، قابیل د رغضب شده دود حسد، دیده بصیرت او را تیره کرد و کرد آنچه کرد.  

                       

  • وَلا توبَةَ لِلحاسِدِ لاَِنَّهُ مُصِرٌّ عَلَیهِ، مَعتَقِدٌ بِهِ، مَطبوُعٌ فیهِ، یَبدوُ بِلا مُعارِضٍ لَهُ ولا سَبَبٍ، وَالطَّبعُ لا یَتَغَیَّرُ عَنِ الاصلِ واِن عوُلِجَ.
    • می فرماید که: حسد توبه ندارد و حسود، هرگز توفیق توبه نمی یابد؛ چرا که حسود، مصرّ است بر حسد و این صفت خبیثه را ملکه خود کرده است و در دل او جا کرده است و طبیعی و جبلّی او شده و علّت زوال از برای او حاصل نیست. و هر صفت این چنینی، زوال پذیر نیست؛ چه عدم شیء یا به انتقاء علّت است، یا به طریان ضدّ؛ و با فرض عدم هر دو، زوال ممکن نیست؛ و این محمول است بر اصل زوال این صفت حسد، نه بر امتناع؛ و گرنه تکلیف مالا یطاق لازم می آید. چه هر مکلّفی، مکلِف است بر ازاله هر صفات ردّیه، خواه حسد و خواه غیر حسد، و طریق ازاله اش مداومت ذکر موت است و تذکار عظمت و بزرگواری خدای تعالی و ملاحظه نمودن تقسیمات ازلیّه و تقدیرات الهیّه، چنانکه مذکور شد. بباید دانست که اصل این صفت خبیثه، از دنا ئت همّت و خساست طبیعت که نتایج جهلند، در وجود می آید و از اینجاست که اظهار این صفت بر قلّت فطنت و نقصان عقل، دلیلی است واضح؛ نبینی که حسود چنانکه گذشت، همه عمر خود را از راحت غیری در مشقّت دارد و هزار بار شربت زهر آلود غصّه و غم تجرّع می کند و هر کجا شخصی پای نشاط بر زمین نهد، او دست حسرت بر زدن می گیرد، و این صفت نیز مثل سایر صفات ذمیمه، از هر طایفه به شکلی بروز می کند و به هر نوع که ظهور می کند، نا پسند است و از طریق عقل دور است؛ بلکه خود مجادله صریح است با حقّ، و مذهبی است به غایت ناحق.
  •  لینک من   -<♥یاس╣_♥♥  مذهبی♥♥_♥    نظر  بده  عزیزم عینک

    http://yass.  ادرس بلوگم تغییر کرد


    پيام هاي دوستان() ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ - سامان | سامان لينک به نوشته

    عید تون مبارک برای فرج آقا امام زمان عج صلوات یاس شعر یاس یاس یاس یاس yass

    این جشنها برای من آقا نمی شود
    شب با چراغ عاریه فردا نمی شود
    خورشیدی و نگاه مرا میکنی سفید
    میخواستم ببینمت اما نمی شود
    شمشیرتان کجاست ؟ بزن گردن مرا
    وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود
    یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را
    عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود
    اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
    اینجا کسی برای شما ما نمی شود
    آقا جسارت است ولی زودتر بیا
    این کارها به صبر و مدارا نمی شود
    تاچند فرسخی خودم ایستاده ام
    تامرز یأ س ،تا به عدم، تانمی شود
    می پرسم از خودم غزلی گفته ای ولی
    با این همه ردیف ، چرا با نمی شود؟!

    استادم آشیخ رضا جعفری - سلمه الله
    دعا کنین آقا بیادبغل          


    پيام هاي دوستان() ۱ فروردین ۱۳۸۸ - سامان | سامان لينک به نوشته