. .
ياس
صفحه نخست   ::   .... آرشيو  ::   تماس با من   
 
شهادت حضرت حمزه (علیه السلام) خاندان وزادگاه حمزه( علیه السلام):

حضرت حمزه ( علیه السلام ) درمکه

خاندان وزادگاه حمزه( علیه السلام):
حدود 55 سال قبل از هجرت ، درمکه ازخاندان بزرگ قریش از طایفه بنی هاشم ، پسری چشم به جهان گشود که اورا « حمزه» ( که به معنی شیر و صلابت است) نامیدند 1 گویی شهامت وصلابت راازچهره اودیدند که چنین نام معنی دار وحساب شده را برای او برگزیدند . حضرت حمزه( علیه السلام) یکی از عموهای پیامبر( صلی الله علیه وآله ) است که پدرش « عبدالمطلب » بود . وسلسله نسب او چنین است :

« حمزه بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن لوی غالب بن فهربن مالک بن نصر نب کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزاربن معدبن عدنان»

 مادرحمزه (علیه السلام) « هاله » نام داشت ، هاله دختر اهیب بن عبدمناف دختر عموی آمنه مادرپیامبر(صلی الله علیه وآله ) بود . بنابراین حمزه( علیه السلام) ازناحیه مادرنیز ، ازخویشان نزدیک پیامبر(صلی الله علیه وآله ) بود 2 ونیز هاله عمه سعد وقاص بود3


نگاهی به مقام عبدالمطلب پدرحمزه(علیه السلام)
نام او« عامر» بود واو را « شبیة الحمد» می خواندند ازاین رو که وقتی متولد شد، درسراو مقداری موی سفید بود ، زیرا«شبیه» به معنی پیری است وبه خاطر دارا بودن ویژگیهای نیک اخلاقی واژه «حمد» را که دراینجا به معنی ستودگی است . برآن افزودند واورا ازاین رو که عمویش مطلّب سرپرستی اورا به عهده گرفت ،«عبدالمطلب» خواندند. مقام عبدالمطلب درسیادت وعظمت درسطحی بود که اورا «رئیس مکه» و« بزرگ بطحا» می خواندند چاه زمزم باهمت عالی او حفاری ونوسازی شد وآب گوارا دردسترس مردم مکه واطراف قرار گرفت او درعالم خواب ازطرف خدا به حفاری ونوسازی چاه زمزم مأمور شد ودرعالم خواب ، محل آن چاه راکه گم شده بود، به او نشان دادند ازویژگیهای عبدالمطلّب این که : او نخستین کسی بود که موی سر وصورت خود را رنگ کرد زیرا نشانه های پیری زودس به او روآورده بود ، وهرگاه ماه رمضان می شد ، برفراز کوه« حراء» می رفت ودرتمام ماه رمضان به مستمندان طعام می داد او درعصرجاهلیت پنج موضوع را بین مردم سنت کرد وبعد خداوند همان پنج سنت را درقانون اسلام جاری ساخت آن پنج سنت عبارت بودند از:
1- حرام بودن زن پدر برپسران آن پدر
2- وجوب خمس گنج
3- پس ازحفر ونوسازی چاه زمزم آن را مرکزسقایت وآبرسانی به حاجیان قرار داد .
4- قراردادن صد شتر به عنوان دیه قتل انسان
5- تعیین نمودن هفت شوط ( بار) برای طواف کعبه . عبدالمطلب هرگز با « ازلام »( یک نوع قمار رایج آن عصر) بازی نکرد، وهرگز بت پرستی ننمود، وازگوشت حیواناتی که دربرابر بتها ذبح می شد نخورد ومی گفت : اَنا عَلی دِیِنَ اِبراهِیم « من پیرو دین ابراهیم ( علیه السلام) هستم 4


آیین عبدالمطلب پدر حمزه ( علیه السلام)
ابوطالب می گوید : پدرم عبدالمطلب کتابی را می خواند و می گفت : « درنسل من پیامبری خواهد آمد که دوست دارم آن زمان را درک کنم وبه اوایمان بیاورم وهرکس ازفرزندان من او را درک کرد حتماً به او ایمان بیاورد. امیرمؤمنان علی( علیه السلام) فرمود
: وَاللهِ ما عَبَدَ اَبی وَلا جَدَّی عَبدَُ المُطلّب وَلا هاشِمٍ وَلاَ عَبدُ مَنافٍ صَنَماً قَطُّ
« سوگند به خدا! نه پدرم ونه جدم عبدالمطلب ونه هاشم ونه عبد مناف هرگز بت پرستی نکردند » شخصی پرسید :

« چه چیز را می پرستید ند ؟»

 فرمود : « به جانب کعبه ومطابق دین ابراهیم ( علیه السلام) نماز می خواندند » عبدالمطلب درسال هشتم ولادت پیامبر   (صلی الله علیه وآله ) علاقه داشت که همواره دست اورا ( بااین که درآن هنگام کودک بود) می بوسید وبه او می گفت: «گواهی می دهم که من هرگز احدی ازفرزندانم را نبوسیده ام که خوشبوتر وزیباتر ازتو باشند آرزو دارم بمانم وزمان تورا درک نمایم !» عبدالمطلب وقتی که نشانه مرگ را خود دید ، پیامبر(صلی الله علیه وآله ) نمود تا سرپرستی آن حضرت راعهده دار گردد .

 پس ازرحلت عبدالمطلب ابوطالب با تمام وجود ازحضرت محمد   ( صلی الله علیه وآله ) سرپرستی کرد شب وروز ازاو جدا نشد واین برنامه همچنان تا آخر عمر ابوطالب ادامه داشت 5


برادرها وخواهرهای حمزه ( علیه السلام)
حضرت حمزه ( علیه السلام) ده یا دوازده برادر داشت به نامهای :

 مقوم ، حجَّل ، عباس ، ضرار ، قُثم ،حارث ، ابولهب ، ابوطالب ، زیبر ، غیداق ، وعبدالکعبه ( این افراد عموهای پیامبر( صلی الله علیه وآله ) بودند) وعبدالله . خواهران حمزه عبارتند از : 1- عاتکه 2- امیمه 3- بیضاء 4- بره 5- صفیه 6- اروی این فرزندان ازمادران متعدد بودند حمزه ومقوم وحجل وضرار وقثم ازیک مادر به نام « بثینه» دختر خباب عامری ( وبه قولی به نام هاله ) بود 6


چند ویزگی اززندگی خصوصی حمزه(علیه السلام)
1- حضرت حمزه ( علیه السلام) دوسال یا چهارسال بزرگتر ازپیامبر(صلی الله علیه وآله ) بود بنابراین 42 یا 44 سال قبل از بعثت چشم به جهان گشود .
2- او ده ساله یا دوازده ساله بود که پدرش عبدالمطلب ازدنیا رفت ازآن پس درزیر سایه برادران رشد ونمو کرد.
3- اودرهمان دوران نوجوانی وجوانی به مردانگی ورشادت وشکوهمندی ضرب المثل بود .
4- حضرت حمزه ( علیه السلام) دو همسر یکی به نام « خوله» که ازاو دارای دو فرزند به نام « عمار» و « یعلی » شد ازاین رو به او ابوعماره ابویعلی می گفتند دیگری سلمی (یا زینب) دختر عمیس بود که ازاو دارای یک دختر به نام « امامه» شد .
5- قابل توجه این که « سلمی» دختر عمیس همسر حضرت حمزه(علیه السلام) بود بنابراین حمزه باجناق پیامبر(صلی الله علیه وآله ) وعباس ( عموی پیامبر9 وجعفر طیار بود زیرا سه خواهر سلمی به نامهای میمونه ، لبابه ( ام الفضل) واسماء به ترتیب همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله) وعباس وجعفر بودند . ازاین رو پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به عمیس وهمسرش هند فرمود: « شما دارای بهترین دامادهای روی زمین هستید7
گفتگو درمورد نگهداری امامه دختر حضرت حمزه( علیه السلام):


پس از ماجرای صلح خدیبیه که درسال ششم هجرت درسرزمین حدیبیه درنزدیک مکه رخ داد هنگام بازگشت دختر حمزه(امامه) که درمکه نزدمادرش بود پشت سرپیامبر (صلی الله علیه وآله) صدا زد:

 ای عمو!ای عمو! حضرت علی( علیه السلام) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: « دختر حمزه راهمراه خود به سوی مدینه حرکت بده » هنگامی که به مدینه رسیدند درمورد نگهداری دختر حمزه( علیه السلام) بین سه نفر ( حضرت علی (علیه السلام) جعفر و زیدبن حارثه) گفتگو شد .

حضرت علی ( علیه السلام) فرمود :

« من سزاوارتر به اوهستم ،زیرا او دختر عمویم است»

جعفر گفت :

« من سزاوارترم زیرا اوهم دختر عموی من است وهم خاله اوهمسرم می باشد »

 زید بن حارثه گفت :

« من سزاوارترم زیرا حمزه برادر دینی من ( درماجرای عقد برادری) می باشد » پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین قضاوت کرد که اوبه جعفر سزاوارتر است زیرا همسر جعفر (اسماء) خانه او است وخاله همچون مادر است ( آنها این گونه به حمزه احترام کردند ودرغیاب اودرمورد نگهداری دختراو کوشا بودند) آنگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله ) به حضرت علی ( علیه السلام) فرمود:

« توازمنی ومن ازتوام»

 وبه جعفر فرمود:

« درظاهر وباطن به من شباهت داری» و به زید فرمود:« توبرادرما وغلام آزاد شده ما هستی »8
6- حضرت حمزه (علیه السلام) برادر رضاعی پیامبر(صلی الله علیه وآله ) بود زیرا «ثوبیه» کنیز ابولهب مدتی حمزه را آنگاه که نوزاد بود شیر داده بود وهمین بانو چند روز به پیامبر( صلی الله علیه وآله) نیز هنگام نوزادی شیرداد ازاین رو وقتی که ازدواج« امامه» دخترحمزه را به پیامبر(صلی الله علیه وآله ) پیشنهاد کردند ، آن حضرت فرمود: « او دختر حمزه برادررضاعی من است وبرمن مرحم می باشد »9
7- حمزه قامتی معتدل وبه نقلی قامتی بلند داشت .
8- حمزه به شجاعت ونترسی معروف بود وهمه اورا به این خصلت می شناختند ازاین رو هنگامی که ابوطالب دروصیت واشعارخود به فرزندان وبرادران وبنی هاشم سفارش حمایت ازحضرت رسول خدا( صلی الله علیه وآله) را می کند میگوید :
 

اوصی بِنَصر النَّبی الخَیر مَشهَدهُ

عَلیَّا اِبنی  و َعَم  الخَیر  عَباساً

و َحَمزةً الاَسد َ المَخشیَّ  صَولَتُهُ

وَجَعفرَاً اَن تَذودُوا دُونهُ النُّاسا


« به یاری پیامبری که منشاء نیکی وسعادت است سفارش می کنم پسرم علی  ( علیه السلام) وعموی نیک او، عباس را ، وهمچنین سفارش می کنم حمزه شیر مرد را که مردم از هیبت وشکوه اوترسان هستند، وهمچنین جعفر را که ازمحمد (صلی الله علیه وآله ) دربرابر گزند دشمن حمایت نمایید وازآزار دشمنان به او مانع شوید»10


پيام هاي دوستان() ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ - سامان | سامان لينک به نوشته