راههای نفوذ شیطان در انسان،عوامل یاری دهنده،راههای مبارزه بااو

راههای نفوذ شیطان
  
 

 

1- ایجاد فتنه واشوب در بین مسلمانان و همچنین سوء ظن

در بین انان :

« ان ابلیس قد یئس ان یعبده الصالحون ....ولکن یسعی بینهم

فی التحریش...» حدیث پیامبربه روایت مسلم

( بحقیقت شیطان از اینکه بندگان صالح خداوند او راعبادت کنند،

ناامید شدهاست ولی همیشه در تلاش است تادر بین فتنه و

اشوب و جنگ و جدل ایجاد کند )

2- ارایش وزیبا جلوه دادن بدعت برای انسان :

شیطان به انسان می گوید مردم در این برهه از زمان دین را ترک

کرده اند وواقعا برگرداندن انان بدین موشکل است.

پس امیدوارم با اضافه کردن به بعضی از عبادتهایی که ما انجام

می دهیم مردم به سوی دین ودینداری بر گردند

یابعضی ها می گویند شاید با اوردن وساختن بعضی احدیث انان

را بترسانیم وبدین برگردانیم

 3--رسیدگی کامل به یک چیز وعدم رسیدگی وکوتاهی درموارددیگرقضایا:

 

الف- درارتباط بافرد:

فردی مثلا مر تکب گناهان ونافرمانیهای زیادی می شود ودر عین

حال نماز می خواندو معترف است به اینکه نماز ستون دین است،

تابدین ترتیب کوتاهی خود رادرموردسایرعبادات دیگر توجیه کند

درست است که نماز ،اساس دین است ولی کل دین نیست،بااین روش

وطرزفکر،شیطان پرده بر کوتاهی وسستی های اومی کشد،

ب-ارتباط بااجتماع:

به عنوان مثال ان فرد معتقد است که مهمترین چیز مسائل سیاسی

است،زیرامیگویدماالان درعصری سیاسی زندگی می کنیم،وزمان،زمان مسجدوتزکیه

وتکیه خانه و...نیست.وکسانی که معتقدبه این نوع گرایش فکری وجریان

حرکتی هستند،درربطه باکمونیسم،لائیک،فراماسونری(اصول برادری فراموسونها)،

وبهائی،قادیانی...اگاهیهای زیادی دارند،امااگردرمورداسلام ازانان سوال بکنی،هیچگونه اطلاع  واگاهی ندارند ؟! ویا به عکس .

 

4- تأخیر،دست به دست کردن ،امروز وفرداکردن،به عقب انداختن.

5- ایجاداحساس کمال وکامل بودن دروغین وجعلی وکاذب درانسان.

6- عدم تشخیص وارزیابی دقیق ودرست نسبت به خود واستعدادهای درونی.

7- ایجاد شک وتردید،دودلی وبدگمانی.

8- ترساندن ازیاران شیطان وفقروتنگدستی.

9- غرور و خود بزرگ بینی انسان.

10- بی ارزش نگاه کردن به مردم.

11- حسادت وبدخواهی.

12- کم احترامی به مردم.

13- ریاوستایش بیجای دیگران.

14- انتظاروچشم داشتن ازدیگران.

15- بخل وعدم بخشش به نیازمندان.

16- علاقه بسیار شدید به خوشگذرانی ورفاه.

 

عوامل یاری دهنده ی شیطان درادای وظیفه ی خود

 

1- جهل ونادانی

2- تبعیت ازهوی وهوس

3- غافل بودن از راههای نفوذ شیطان درانسان

 

راههای علاج ومبارزه باشیطان

1- ایمان وباورراستین به خداوند

2- کسب علوم شرعی ازطریق کتابهای مرجع صحیح اصای

3- خلوص نیت وعمل برای دین خدا

4- ترس از عاقبت شر

 5- یاداوری مرگ و فانی بودن عمر

6- ذکرویادخدا وپناه بردن به اوازشرشیطان

7- اطمینان کامل به عذاب ووحشت قبر

8- اطمینان کامل به محاسبه مثقال به ذره خذاوند درروزقیامت

9- قناعت به تقسیم حکیمانه روزی ازطرف خداوند

10- محدودکردن توقع پاداش ازخداوند

11- استغفاروگام برداشتن جدی به سوی توبه

12- باوری راستین به « شدیدالعقاب » بودن خداوند

13- رضائیت کامل به انچه خداوند پیش بیاورد

14- تحکیم ولایت ودوستی بامؤمنین

15- رعایت حقوق دیگران

 

منع:راههای نفوذشیطان برصالحان

تألیف:عبدالله خاطر

ترجمه:امرچوره ای

ودیگر
/ 8 نظر / 69 بازدید
مرضیه

[گل]اول سلام خیلی مفید بود

مرضیه

خودت کتابارو میخونی یا از سایتا در میاری؟ من یه کتاب خوب در مورد رفتار حضرت محمد(ص) و یه کتابم در مورد حضرت فاطمه(س) میخوام.میتونی راهنماییم کنی؟ تاکید میکنم که میخوام در مورد رفتارشون باشه .ممنوم فعلا[خداحافظ]

میترا

سلام گلم چطوری؟خوش می گذره؟

سحر

[گل] جالب بود[گل]

پارسا

خستگی‌ها را جمع کرده و با خودم برده بودم ساحل. کنار دریا. آتش کوچکی روشن و کنارش نشسته بودیم. تنها صدای موج می‌آمد و سوختن هیزم‌های کوچک که بعضی‌هاشان تر بودند. فارغ بودم از خیلی از چالش‌ها و کم و زیاد بودن‌ها.... شکرگذار سلامتی و نظاره‌گر بزرگی و آرامش دریا. سکوت.... آرام بودی و محو تماشا. نسیمی آمد. ایستادی. رو به سمت خراسان کردی. دست راستت را روی سینه‌ات گذاشتی و با لحنی دوست‌داشتنی و محجوب گفتی:«السلام علیک یا امام‌ الرئوف». حظ کردم که چگونه عظمت اقیانوس را به رخ دریا کشیدی. ایستادم. دست راستم را روی سینه‌ام گذاشتم. سلام دادم. دریا هم همنوا شد.دریا هم سلام داد.

....................................

خیلی بیمرامی!!!!!!!!! بااینحال دعات میکنم فکر کن ببین من رو یادت میاد

زیتون

از "یزدی " تا "یزید" ! چهارشنبه, 03 تیر 1388 ساعت 09:18 دوست طلبه ای حکایت جالبی بلاواسطه از مصباح یزدی نقل می کرد، می گفت وقتی آقای مصباح به ملاقات حضرت آیت الله بهجت(ره) می رود، معظم له به او می گوید: " می دانی بین یزدی و یزید فقط جابجایی یک حرف است! " او سخن آن پیر فرزانه و ربانی را شوخی پنداشته بود، اما همگان می دانیم، آیت الله بهجت اهل شوخی نبود، او با این جمله کوتاه به مصباح تذکر داده بود که فاصله او تا یزید چقدر کوتاه است، او می خواست بگوید که " حرفهای " تو با " یزید" برابر است! اگر یزید بنام خلیفه الله و امیرالمومنین حکم قتل پسر پیامبر خدا را می گیرد و او را خارجی می خواند، امروز مصباح که در انقلاب نبوده است و امام را افراطی می دانست در مسند شریح قاضی چنین می کند، اگر آنروز آل بو سفیان با دین بازی کردند، امروز نیز با انقلاب چنین کنند، کسانی که دیروز نه تنها در انقلاب نبودند بلکه مخالف بودند و در جنگ نیز گامی برنداشتند داعیه دار انقلابند و اصحاب امام را خارجی می خوانند و فرزند امام را سر می برند و یارانش را خانه نشین می کنند. نوشته