.: منبر شیطان :.کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان __ یاس __

image3 image4 image2

.: منبر شیطان :.

 بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ 

در خبر است که : در شب هفدهم ماه مبارک رمضان که پیغمبر صلى الله علیه و آله به معراج تشریف برد و همه جا را دید و در همان شب مراجعت فرمود. صبح آن شب ، شیطان خدمت آن سرور مشرف شد و عرض کرد: یا رسول الله ! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم طرف چپ ((بیت المعمور)) منبرى بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده . آیا شناختى آن منبر را و متوجه شدید که از کیست ؟
آن حضرت فرمودند: خیر؛ آن منبر از کیست ؟ شیطان عرض کرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى نشستم و ملائکه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم . ملائکه از عبادت و بندگى من تعجب مى کردند! هر وقت که تسبیح از دستم مى افتاد، چندین هزار ملک بر مى خاستند، تسبیح را مى بوسیدند و به دست من مى دادند. اعتقاد من این بود که خداوند از من بهتر چیزى را خلق نفرموده ؛ ولى یک بار دیدم امر به عکس شد و رانده درگاه او شدم . و الان کسى از من بدتر و ملعون تر در درگاه احدیت نیست . اى محمد صلى الله علیه و آله وسلم ! مبادا مغرور شوى و تکبر نمایى ، چون هیچ کس از کارهاى الهى آگاه نیست .
در ملاقات خود با حضرت یحیى عرض کرد: من جزو ملائکه بودم و چهار هزار سال سرم را از یک سجده بر نداشتم ؛ ولى عاقبتم این شد که از صفوف ملائکه بیرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گردیدم .
(274)
 

 

منبع: کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان

/ 32 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
˙•▪●ღ●▪•˙Marziyeh˙•▪●ღ●▪•˙

ღ●▪•ღ●▪• [گل][گل] سلام دوست عزيز [گل][گل] ღ●▪•ღ●▪• ღ●▪•ღ●▪• [گل][گل] خوبی گلم ؟ [گل][گل] ღ●▪•ღ●▪• ღ●▪• [گل][گل] ممنون بهم سر زدي عزيز [گل][گل] ღ●▪• ღ●▪• [گل][گل] از آشنایی باهات خیلی خوشحالم [گل][گل] ღ●▪• ღ●▪•ღ●▪• [گل][گل] شاد و سربلند باشی گلم [گل][گل] ღ●▪•ღ●▪•

˙•▪●ღ●▪•˙Marziyeh˙•▪●ღ●▪•˙

[گل]₪ [قلب]₪[گل]₪ღ♡๑☆ღ[قلب]ღ☆๑♡ღ₪[گل]₪ [قلب]₪[گل] [قلب]₪ [گل]₪[قلب]₪ღ♡๑☆ღ[گل]ღ☆๑♡ღ₪[قلب]₪ [گل]₪[قلب] [گل]₪ [قلب]₪[گل]₪ღ♡๑☆ღ[قلب]ღ☆๑♡ღ₪[گل]₪ [قلب]₪[گل] [قلب]₪ [گل]₪[قلب]₪ღ♡๑☆ღ[گل]ღ☆๑♡ღ₪[قلب]₪ [گل]₪[قلب] [گل]₪ [قلب]₪[گل]₪ღ♡๑☆ღ[قلب]ღ☆๑♡ღ₪[گل]₪ [قلب]₪[گل] [قلب]₪ [گل]₪[قلب]₪ღ♡๑☆ღ[گل]ღ☆๑♡ღ₪[قلب]₪ [گل]₪[قلب] [گل]₪ [قلب]₪[گل]₪ღ♡๑☆ღ[قلب]ღ☆๑♡ღ₪[گل]₪ [قلب]₪[گل]

خاطره

سلام سلام [نیشخند] چه داستان باحالی بود [نیشخند] دمت گرم [گل] خو منم یه وبلاگ جدید زدم دوست داشتی بیا [نیشخند] فعلا [گل]

لمعات

سلام دارم ميرم مشهد خداحافظ من زورم به اون نرسيد(درباره وبلاگ) اگر ميشه خودت زحمتش رو بكش ممنون

ماری

سامان عزیز سلام [بوسه] پوزش بابت نبودنم تو این مدت و ممنونم از حضور گرمتون [گل] آپت زیبا بود و یاداور اینکه همیشه باید مواظب شیطان بود یک تجربه اینکه بهم ثابت شده شیطان همیشه پشت قیافه های ساکت و مظلوم پنهان میشه امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق باشی و خدای اطلسی ها یارو نگهدار تو دوست عزیزم باشه آپم و خوشحال میشم بهم سر بزنی [گل][بدرود]

سمیرا

اى هميشه خوب ماهى هميشه تشنه ام در زلال لطف بيكران تو مى برد مرا بهر كجا كه ميل اوست موج ديدگان مهربان تو زير بال مرغكان خنده هات زير آفتاب داغ بوسه هات - اى زلال پاك - ! جرعه جرعه جرعه ميكشم ترا بكام خويش تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو ! اى هميشه خوب ! اى هميشه آشنا ! هر طرف كه ميكنم نگاه تا همه كرانه هاى دور عطر و خنده و ترانه ميكند شنا در ميان بازوان تو ! ماهى هميشه تشنه ام اى زلال تابناك ! يك نفس اگر مرا بحال خود رها كنى ماهى تو جان سپرده روى خاك ! فريدون مشيرى

بهاره

سلام.خوبی بامرام.هنوزاسمم تولینکاهست.بعداز7ماه بایه وب جدرداومدم.بدوبیا.راستی عیدت مبارک[نیشخند]

آتا

سلام،[لبخند] خوبی؟[پلک] کجایی پسر؟؟[قهر][قهر][قهر][سوال][قهر] راستی عیدت مبارک [گل][گل][تماس][تایید][گل][گل]

آتا

[منتظر][منتظر][منتظر][متفکر][قهر]